تبليغاتX
دل را لای دستمال کاغذی پیچیده ام ... - درد از حکایت


دل را لای دستمال کاغذی پیچیده ام ...

عزیزم عزیزترینی،توعزیزترین وجودی،زندگی بودونبودی میمیرم اگریه روزی بگی عاشقم نبودی...

داستانها دارم

از دیاران که سفر کردم و

رفتم بی تو

از دیاران که گذر کردم و

رفتم بی تو

بی تو می رفتم

تنها،تنها

و صبوری مرا

کوه تحسین می کرد

                           حمید مصدق عزیز

نوشته شده در 86/07/06ساعت 18:3 انگشتان سارا رهگذر| |


Design By : Night Skin