دل را لای دستمال کاغذی پیچیده ام ...
عزیزم عزیزترینی،توعزیزترین وجودی،زندگی بودونبودی میمیرم اگریه روزی بگی عاشقم نبودی...
را سخت بفشار، تا تمام خستگیِ واژه ها ودلم در بندهایش مدفون شود تا دستانم گورستانِ واژه ی عاشقی شهر باشد و تو هر پنجشنبه فاتحه ای بر دستانم بفرست دستت را یادت نرود در دستم بگذاری به وقت مردگانِ مرمرین . . .
انگشتان ظریف و شکننده ام
نوشته شده در 88/03/02ساعت
21:26 انگشتان سارا رهگذر| |
| Design By : Night Skin |

